کارکرد فرهنگی سینما
وقتی سینما مأمن میشود
سینما به مثابه یک کالای فرهنگی فقط مصرف نمیشود بلکه مصرف آن نوعی سرمایهگذاری بلندمدت است که سودش به شکل ملموس و کوتاهمدت قابل محاسبه و ارزیابی نیست.
مهرداد پارسایی، منتقد سینما:این روزها که جامعه با مشکلات اقتصادی روبهرو است، جایگاه و کارکرد سینما چیست؟ این پرسشی است که شاید تحلیلگران اقتصادی کمتر به آن بیندیشند و حتی آن را بحثی فانتزی و از سر بیدردی بدانند. بدیهی است در شرایطی که اقتصاد دچار مشکلاتی شود، سینما از اولویت و دغدغه عمومی خارج میشود و به عنوان یک کالای ضروری مورد توجه قرار نمیگیرد. اما در این وضعیت، سینما اگر خود دچار بحران نشود میتواند به مثابه یک راهحل فرهنگی به میدان بیاید و میتواند دستکم در تقویت روحیه مردم و تلاش برای حفظ امید در آنها مؤثر باشد.
سینما به مثابه یک کالای فرهنگی فقط مصرف نمیشود بلکه مصرف آن نوعی سرمایهگذاری بلندمدت است که سودش به شکل ملموس و کوتاهمدت قابل محاسبه و ارزیابی نیست. وقتی از سینما حرف میزنیم از همه پتانسیلها و ظرفیتهای آن سخن میگوییم. در عین حال این مفهوم همه ابزارهای آن را در برمیگیرد. بر این اساس میتوان از طریق ساخت فیلمهای کوتاه یا حتی ویدیوکلیپهای چنددقیقهای، آثاری تولید کرد که بتوانند به کاهش مشکلات اقتصادی و معیشتی کمک کنند. در همین شبکههای اجتماعی که بازیگران سینما و تلویزیون حضور پررنگی دارند میتوانند از طریق همدلی با مردم و روحیه دادن به آنها بذر امید کاشت؛ مثلاً تولید کلیپهای یکدقیقهای در اینستاگرام با استفاده از ظرفیتهای طنز، میتواند شادی و نشاط موقتی به جامعه ببخشد تا تحمل سختیها آسانتر شود.
ناپلئون بناپارت در فیلم «دزیره» میگوید: «زندگی پیچیده است اما عشق از پیچیدگیهای آن کم میکند.» حالا میتوان همین نسبت را بین زندگی و هنر برقرار کرد و گفت هنر میتواند دشواریهای زندگی را کم یا دستکم قابل تحمل کند. اساساً هنر و کارکردهای رهاییبخش آن در زمانهای خاص خود را نشان میدهد. چارلی چاپلین محصول دوران افسردگی و شکستهای جنگ جهانی است که تلاش کرد با طنازیها و کمدیهایش در کاهش درد و رنج مردم کشورش، نقشی مؤثر ایفا کند، که توانست و این کار را انجام داد.
سینما میتواند بهانه و ابزار این کار باشد. سینما با افزایش تولید فیلمهای کمدی میتواند به کاهش آلام مردم کمک کند. غایت همه برنامهریزیهای اقتصادی و توسعه و رفاه و بهبود معیشت، رسیدن به این نقطه است که حال مردم خوب باشد و بتوانند احساس رضایت کنند.
نهادهای فرهنگی میتوانند دستکم در ایجاد یا حفظ رضایت حداقلی نقش داشته باشند و سینما از این حیث، رسالتی اجتماعی و تاریخی به عهده دارد تا با تمهیدهای مختلفی که از درون ظرفیتها و ظرافتهای خودش برمیآید در جهت بهتر شدن فضای جامعه گام بردارد. در شرایطی که ممکن است مشکلات، مردم هرجامعه ای را از هم دور کند سینما به عنوان امکان یک تجربه جمعی میتواند شرایط همنشینی و همدلی مردم را ایجاد کند و نگذارد تا مشکلات به ناامیدی منجر شود. شاید این حرفها شعاری به نظر برسد اما هر جامعهای برای پیشرفت علاوه بر شعور به شور و حال هم نیاز دارد و سینما میتواند هر دو اینها را به جامعه هدیه کند.
گاهی سینما آخرین پناه انسان است تا با غرق شدن در دنیای رؤیاها کمی از مشکلات فاصله بگیرد و به نقطه آرامش برسد.
انتهای پیام/